05/22/2006

زرد"نازنینم"

چقدر اشک ریختم امشب با خوندن این وبلاگ.یاد روزهای تلخ و شیرینی افتادم که با یکی از عزیزترین موجودات زندگیم داشتم و چقدر از انسان بودن خودم خجالت کشیدم.شاید روزی از تو اینجا نوشتم عزیزکم