05/22/2006
زرد"نازنینم"
چقدر اشک ریختم امشب با خوندن این وبلاگ.یاد روزهای تلخ و شیرینی افتادم که با یکی از عزیزترین موجودات زندگیم داشتم و چقدر از انسان بودن خودم خجالت کشیدم.شاید روزی از تو اینجا نوشتم عزیزکم
05:28 Permalink | Comments (0) | Email this

